همه این یک سال

انگار یک سال است که در ترانه ای مبهم زاده شدم.

وقتی به وسایلت نگاه می کنم دلم غنج می رود. سرم را به دیوار تکیه     می دهم و همه این یک سال چون مشتی ستاره از پیش چشمم می گذرند.

...

جلوی من چهار دست و پا می روی ، کنترل دی وی دی را بر می داری و به سمتش می گیری، برمی گردی نیم نگاهی و نیم لبخندی به من نشان می دهی یعنی این که ببین...

انگار همین چند دقیقه قبل بود تو را گذاشتند روی تخت کنار دستم. حتی نمی توانستی شیر بخوری. چقدر ترسیده بودم. چقدر هراس داشتم که نکند گرسنه بمانی...

....

دلم نمی خواهد هیچ دقیقه ای پایان جهان من و تو باشد.

می دانم روزی که این نوشته ها را بخوانی چقدر سر به سرم خواهی گذاشت. اما نمی دانی که دل من در این گمان شبانه ها جا  می ماند. 

دلم می خواهد سرنوشتم کنار نوازش تو باشد.

...

یک سالگیت مبارک.

 

 

پ.ن.: از حس پدرت چیزی نمی گویم. می خواهم خودش با آن کلام شیرین و آن حس عجیبش نسبت به تو حرفی بزند. فقط می دانم که از بوی بوسه و تو لبریز است.

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نکیسا مامان آرشیدا

ونداد عزیزم تولدت مبارک خاله. امیدوارم سالهای زیبایی را در کنار مادر با احساست به سلامتی بگذرانی. مهرتان جاودان ویدای عزیز تولد جوجو مبارک. می بینی چه زود می گذره تمام آن نگرانیهای گرسنه ماندن، تن لرزه های تب کردن بعد از واکسن، درد نیش زدن دندانها و.... امیدوارم ثانیه ثانیه زندگیتون لذت و عشق و سلامتی باشه. (عکس یادت نره. زشته دیگه پسرمان یکساله شد)

خاله شیما

ونداد عزیزم اولین تولدت مبارک !!! هر روز و هر روز این یک سال من و مامانی و بابایی ,با حرف تو بیدار شدیم و با عشق تو خندیدیم .و باورم نمیشه تو همون جوجه ای بودی که سال پیش همچین روزی بلد نبودی شیر بخوری و الان میگی "به به" حضورت مجالیست برای ایجاز

مامان امیرسام

خیلی خیلی زیبا نوشتی ، آن لحظه ای را که سر به دیوار تکیه دادی و مشتی ستاره از جلوی چشمت عبور کرد... خوب میدانم.. تولد یک سالگی دردانه تان بر تو مامان مهربان و پدری مهربانتر که از بویش لبریز است ، مبارک باد...[ماچ]

ققنوس

تولد یکسالگی ناز گلت مبارک[ماچ][ماچ]

مامان امیرسام

ویدا جان میبینی چه زود می گذرد ؟ ... ولی من وتو همچنان در ان ترانه مبهم باقی مانده ایم؟؟؟ انگار همین دیروز بود که تو مهمان "چه" کوچک بودی و من دل نگران و دعا گویان مرتب به این خانه بنفش سر میزدم تا شاید آقای پدر خبر سلامتی هردوتان را بدهد و ما اشک شوق بریزیم.... یادته ؟؟ راستی چند سال بعد بهم چه خواهیم گفت؟؟

منصوره

برای ما هم زود گذشت وچه قدر هم زود چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! تولد مبارک[قلب]

مامان ارشیا

تولدت مبارک عزیزدلم[بغل][بغل] انشالله همیشه شاد و سلامت در کنار مامان و بابا باشی[بغل] مرسی عزیزم که همیشه به یادمون هستی و بهمون سر میزنی[بغل]

مامان آرین

تولدت مبارک عززززیز ترین....تولد یکسال مامان شدنت مبارک ویدا جان

هاله

چقدر زیبا مینویسی