به وقت خرداد

عزیز مادر هنوز تب داری و من هنوز هم نخوابیدم. در این چند روز به غایت هرچه عدد است گفته ای مامان. با همه درد و تبی که داری همچنان دست از سر اتو برنمی داری. محمود به اندازه تو کوچک می شود و تو به اندازه ای خوشحال که در وصف نمی گنجد. - پدرم همیشه عاشق بچه ها بوده و تو آخر آرزوهای او هستی.-

.

برایم روشنایی بیاور...

ترانه نانوشته برایم از خواب خرداد و بوسه های بی جمعه، از سکوت، از صبح روزی دور، حرفی بزن.

اصلاً همه را به حال خودشان بگذار. بیا فقط برای من رویا بباف...

ترانه نانوشته، دلم همین جا گیر است...

 تولدت مبارک.     

ویدا

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

عزیزم امیدوارم الان گل پسر عزیزت تبش پایین اومده باشه.خیلی سخته.روی ماهه تب دارشو بوس[گل]

مامان الیانا

سلام گلم چرا پسرم تب داره چی شده ویدا جونم [نگران] نمیدونم تولد چه کسی بودولی تولدش هزار بار مبارک عزیزم [قلب]

فخری

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد... الهی من بگردم تو این گرما چه وقت سرما خوردن بود قاقا نونوجه. به وقت خرداد همیشه تبریکی کوچک می نویسی و امضا می کنی. مینویسی تولدت مبارک برای بابا محسن مینویسی؟. امیدوارم هر سال بنویسی.

مامان مینوفر

کوچولوی ناناز برات آرزوی بهبودی میکنم. چه فرهنگ لغت قشنگی داری [ماچ]

نسرين

خدا هر سه تون رو براي هم نگه داره و البته پسر گلتون رو براي همه تون از قول ما هم تولدشون رو تبريك بگيد

مامان امیرسام

الهی بگردم برای هردوتون. اینقدر از تب خرداد گفتی که به سوزان ترین شکل نازل شد!!!! امید که این آخرین تب امسال باشد و زین پس همگی به همراه پدر بزرگ مهربان سالم و شاد باشید. تولدش مبارک. چیزی که برایش نوشتی آنقدر از دل میامد که دلم از خواندنش سیر نمیشود... تو باید شاعر میشدی.

لیلا مامان پویان

عزیز دلم امیدوارم ونداد عزیز زود زود خوب شود[قلب] تولد ترانه نانوشته مبارک[گل]

مانی و مامان

ونداد کوچولو خوشمزه می دونم الان دیگه تبت تموم شده و پای کوچولویت هم خوب شده و داری تموم خونه را اندازه می زنی.[قلب]

نسترن

پسرک شیرین رویای کوچکی های مادر ، مرد که شدی ، شب های تب و تن بی تاب مادر یادت نمیاید لابد ، بخوان و باز نور شو توی چشم هایش و باز عشق شو توی قلبش که بسته ست به قلبت برای ابد...