روزهای سخت

روزهای سختی را پشت سر می گذاریم. بهانه می گیری. گریه می کنی. از من جدا نمی شوی. مدام پدرت را می خواهی ...

.....من کم آورده ام.

.

می گویند بحران دوسالگی است . کاش همین باشد.

...

کاش می شد برویم یک طرفی که خواب باشد.

...

 شکایت نمی کنم. فقط دارم از بعضی چیزهای ساده معمولی دور می شوم. ببین: همین دوری از هوای سکوت. همان سئوالات ساده ، همان خنده های قشنگ...

/ 5 نظر / 17 بازدید
نسرين

شايد دنداني ديگر دارد به دهان قشنگش اضافه مي شود شايد شرايط محيطي تغيير كرده اما در هر حال اين نيز بگذرد

لیلی مامان آراز

بی گمان همینه دوست. این روزها هم رفتنی هستن و خاطره میشن فقط فرقش اینه که تحملشون برای ما مادرها که زندگیمون دور خورشید وجود بچه ها میگرده خیلی سخت تره....

نکیسا مامان آرشیدا

عزیزم!!! این بچه ها که همش بحران دارند. واکسن می زنند، دندون در میارن، تب واکسن 5/1 سالگی، بداخلاقی دو سالگی، مهدکودک، مدرسه، دانشگاه........ خدایا صبر مامانها را هی بیشتر و بیشتر کن. ببوس گل پسر خرمایی را [ماچ]

مامان امیرسام

این بحران ها از جنس انرژی و تابع اصل بقای انرژی هستند . بنابراین ازبین نمیروند فقط از بحرانی به بحران دیگر تبدیل میشود. بنابراین فقط باید نفس عمیقی کشید و امیدورا بود که : این روزها میگذرد. "انجمن حمایت از مادران کم آورده...."

مانی و مامان

ویدا جونم می خواستم بهت دلداری بدهم که این بحران ها می گذرد ولی واقعیتش این هست که این بحران ها دامنه دار تر از این حرفهاست!!!فقط می تونم آرزوی صبر بیشتری برایت بکنم.