به وقت خرداد
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

عزیز مادر هنوز تب داری و من هنوز هم نخوابیدم. در این چند روز به غایت هرچه عدد است گفته ای مامان. با همه درد و تبی که داری همچنان دست از سر اتو برنمی داری. محمود به اندازه تو کوچک می شود و تو به اندازه ای خوشحال که در وصف نمی گنجد. - پدرم همیشه عاشق بچه ها بوده و تو آخر آرزوهای او هستی.-

.

برایم روشنایی بیاور...

ترانه نانوشته برایم از خواب خرداد و بوسه های بی جمعه، از سکوت، از صبح روزی دور، حرفی بزن.

اصلاً همه را به حال خودشان بگذار. بیا فقط برای من رویا بباف...

ترانه نانوشته، دلم همین جا گیر است...

 تولدت مبارک.     

ویدا