میان راه فقط صدای تو نشانیست
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

نازنین مادر

کاش میشد لحظه لحظه این روزها را برایت به تصویر کشید. این همه دلرباییت را. این همه شیرین کاریت را.

....

در روز بالغ بر 500 دور در خانه دور می زنی. !!!! در تمام این دور زدنها هم گوشی تلفن را به گوش کوچکت چسبانده ای و مثلا حرف می زنی. ! البته که صامت.

به محض اینکه کلمه ای می گویی و ما تا سر حد مرگ ذوق زده می شویم ، دستانت را می زنی به سینه ات یعنی اینکه بگویید: الهی قربونت برم !!!! و تا نگوییم ول نمی کنی. آنقدر که حتی گاهی در خواب هم این کار را انجام می دهی. !!!

هرکس هر کلمه ای بگوید به لفظ خودت تکرارش می کنی. یعنی دقیقا یک طوطی !

همچنان پدرت در اولویت لیست است و عاشقش هستی. هر کاری کند تا جایی که بتوانی ادایش را در می آوری. بعضاٌ تا سر حد خرد شدن سر و دست و پا !!!

به من محبت می کنی آنچنانی. می آیی به چشمانم خیره می شوی، لبانت را به صورتم می چسبانی و بوسم می کنی.

...

اما حرف زدنت:

محمود (مح  مو)- قصه: (د زه)- زی زی (جی جی)- پنپرز (بن ب)- خاله (خ)- دکتر (د در)- محسن (مح س)- مو- چشم  (چ ش)- نان (نون)- آب را به هیچ وجه نمی گویی !!! حالا هی ما خودمان را بکشیم که بگو آب- قرص (د ر ص)- مامان (مامان که گفتن ندارد ، بلوزش را بکشم کافیست !!)

 

در کنار تمام اینها لج کردنها و عصبانی شدن هایت هم دیدن دارد ، اگر چه که گاهی بسیار سخت است.

....

دوستت دارم طعم لیمو