دلم برایت تنگ شده
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

اینجا .. از این کازیه سرد، از این همه دیکشنری بی دلیل، از این میز مرده کهنه، از این همه کاغذ، اعتبار، ریفاینانس، گزارش، ضمانتنامه، ....

از این همه بی تو بودن فراریم. ...

دلم تو را می خواهد . ای کاش می توانستم تو را با خود سرکار بیاورم. بر روی پرونده ها بنشینی . کاغذها را مچاله کنی. هرچقدر که دلت می خواهد دستانت را بر روی کی برد بزنی. ذوق کنی. صورتت را به صورتم بچسبانی. مثل وقتی که درخانه هستی به چشمانم خیره شوی....

نازنینم با تو هستم.. دلم برایت تنگ شده....