قاصدک شیرین
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

12 مهر است. یک سال و 8 ماهه هستی و در تصورات من اما انگار خیلی بزرگ تر...

.

چند شب پیش چیزی می گفتی و من نمی فهمیدم. یک باره با ناراحتی بلند شدی و گفتی : ای بابا !!

...

انگار که می دانی وقتی از راه شب می آیم همیشه سردم است. .. کنارم دراز می کشی. دست کوچکت را روی شانه ام  می گذاری و مرا می بوسی.  

.

حتماً امروز برایت یک پاکت پر از انگور بی دانه می آورم. حتماً...