همه حقیقت
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

ده سال شد . اعتراف می کنم هروقت کنارت دراز می کشم از بالشم صدای هزاران فاخته را می شنوم.

هنوزهم فقط کفشهایی که تو برایم میخری قشنگ هستند. می دانی چه می گویم؟

 


 
با تو پر سعادتیم ما
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

حرفهای عجیب و غریبت دل از همه برده.

.

دیشب نشستی با خودت میگی: ونداد واقعاً برات متسفام. بعد درستش می کنی. میگی: ونداد واقعاً برات متاسفم!!! چرا اینارو پاره کردی!!!

.

رابطه ات با محمود هرگز در فرمول نوه و پدربزرگ نمیشینه. دیروز رکورد شکستی و 3 ساعت تمام با محمود بازی کردی. اگر این زمان 30 ساعت هم بشه تو هیچ اعتراضی نمیکنی.

.

رفتی شهروند میگی: مامان دریل خریدم . کاری هست بگو انجام بدم. !!!

.

رقص رو خیلی دوست داری. با برنامه dance لحظه به لحظه جلو میری. می رقصی. قشنگ می رقصی. . .

.

بیشتر از اونچه من میگم دوستت دارم تو به من میگی: مامان عاشقتم.

.

قراره محمود بیاد خونمون. میگی: بذار این وسایلو بردام .اینا الان میان خونه تمیز باشه!!!

.

با تو دل و دست ما از خواب زندگی نمی لرزد. با تو به بن بست نمی رسیم. باتو از اعتماد همه جوره پرده به باد هم بیزار نمی شویم.